سبد خرید
0
No products in the cart.

انواع تحلیل های متداول در بازار های سرمایه

انواع تحلیل های متداول در بازار های سرمایه

تحلیل تکنیکی

تحلیل فاندامنتال

تحلیل رفتاری

انواع تحلیل های متداول در بازارهای سرمایه

آگاهی از اینکه در آینده قرار است چه اتفاقی بیافتد قدرتی به انسان می دهد که باعث می شود بتواند زندگی خود را در جهت های مختلف ارتقاء دهد که یکی از این جنبه های قدرت افزایش ثروت مالی هست که می تواند ناشی از اطلاع از وقایع آینده در زمینه های مالی باشد . اما انسان به حکم انسان بودن محدود به بعد زمان است و قادر نیست بطور دقیق آینده را پیش بینی کند ، با این حال می تواند بر اساس یک سری شواهد و مدارک دور نما و چشم اندازی از آینده را مشاهده کند و با دیدن آن چشم انداز تا حدودی آینده را پیش بینی کند و همین موضوع تحلیل کردن را که پایه و اساس آن پیش بینی است ، از رمالی که پایه و اساس آن پیش گوییست ، کاملا جدا می سازد .

جذابیت پیش بینی آینده در بازار های مالی باعث پدید آمدن روش های تحلیلی مختلفی شده که بطور کلی به سه دسته تقسیم می شوند :

۱ . تحلیل رفتاری

۲ . تحلیل بنیادی (فاندامنتال)

۳ . تحلیل تکنیکی (تکنیکال)

تحلیل رفتاری :

چنانچه برای پیش بینی آینده سعی در تحلیل وضعیت طرز فکر و روانشناسی مربوط به واکنش  افراد نسبت به وقایعی که رخ داده داشته باشیم در حوزه  تحلیل های رفتاری بازار های مالی وارد شدیم . این حوزه در بسیاری از موارد با روش تحلیل تکنیکال اصول مشترکی دارد و به نسبت روش تحلیلی جدید و نوپایی به شمار می رود ، از آنجایی که واکنش ذهنی و فکری افراد نسبت به وقایع یکسان می تواند تنوع زیادی داشته باشد استفاده از این روش تحلیل نیازمند مطالعه و تجربه زیادی است ، با این حال گاهی اوقات توضیح و پیش بینی برخی از اتفاقات رخ داده در بازار های مالی فقط با این روش تحلیلی قابل توضیح است.

بعنوان مثال شکل گیری حباب ها در بازارهای مالی به بهترین شکل از طریق این روش تحلیلی قابل شناسایی است . متخصصان تحلیل رفتاری بازارهای مالی سعی در شناسایی انواع خطاها و رفتار هایی که تکرار می شوند دارند تا بوسیله آنها رفتار های افراد در آینده را پیش بینی کنند .

باهم به بررسی مثالی در این زمینه می پردازیم :

تنها بر اساس قیمت می توانیم تصور کنیم که یک مبل ۵ میلیون تومانی خیلی راحت تر از یک مبل ۲ میلیون تومانی است یا استیک یک رستوران در بالا شهر تهران بسیار لذیذ تر از استیک یک رستوران در جنوب شهر است این تصورات بیشتر تحت تاثیر چشم داشتها و انتظارات هستند تا واقعیت ها .

ولی باید بررسی کنیم که این تفاوت می تواند در مورد مسائل مهم تر و عینی تر مثل واکنش ما به دارو ها هم کاربرد داشته باشد مثلا اینکه آیا یک مسکن گران قیمت تاثیر بیشتری از یک مسکن ارزان قیمت برای تسکین درد بدن ما دارد ؟ اینها نمایانگر این هستند که تنها قیمت در تصمیم گیری ما می تواند تاثیر بگذارد .

تحلیل رفتاری

تحلیل بنیادی ( فاندامنتال ) :

در این روش تحلیلی سعی می شود عواملی که باعث تغییر قیمت می شوند شناسایی و بررسی می کنند که تغییر در این عوامل چه تاثیری بر بازار خواهد داشت ، مثلا بررسی شده که تغییر در نرخ سود در یک اقتصاد باعث رشد ارزی می شود که با آن اقتصاد در ارتباط است . پس نرخ سود یکی از عوامل بنیادی در تحلیل فاندامنتال به شمار می آید . 

تحلیلگران بنیادی ابتدا عامل تغییر قیمت یک دارایی را بدست می آورند سپس بررسی میکنند که تغییر آن فاکتور چه تاثیری بر روی قیمت می تواند بگذارد . عامل تغییر قیمت همیشه واضح نیست و رابطه آن با قیمت مستقیم و بدون واسطه نیست . در این روش تحلیل می تواند بر اساس اخبار سهام و یا اخباری که خود شرکت ها ارائه می دهند باشد ، حتی گاها گزارشاتی که توسط بانک های مرکزی کشورها ارائه می شود می تواند حاوی اطلاعات بسیاری برای پیش بینی آینده سهام و … باشد .

فروش فایلهای کاربردی و آموزشی

اکثر شرکت های سرمایه گذاری و یا هولدینگ ها از روش تحلیلی بنیادی استفاده می کنند . اساسا تحلیل فاندامنتال بر پایه نظریه بازار کارا بنا شده است که بازار دارای سه نوع کارایی است :

۱ . کارایی تخصیصی

۲ . کارایی عملیاتی

۳ . کارایی اطلاعاتی

بازارهایی که بطور کامل کارایی تخصیصی دارند منابع اقتصادی و سرمایه گذاری ها تنها بر روی کارهایی انجام می شود که بیشترین منافع و سود را برای خود فرد و جامعه دارد ، همینطور اگر بازار از نظر عملیاتی کارا باشد جابجایی و انتقال سرمایه از یک فعالیت به فعالیت دیگر و از یک بازار به بازار دیگر با کمترین هزینه ممکن و با بیشترین سرعت انجام میشود و از همه اینها مهمتر ، بازاری که از لحاظ اطلاعاتی کاراست قیمت سهام یا دارایی های مورد نظر منعکس کننده همه اطلاعات مربوط به خودش است و هیچ اطلاعات پنهان و نهانی در بازا وجود ندارد بنابر این هیچ فردی قادر نیست در این بازار بر اساس اطلاعاتی که عموم به آنان دسترسی ندارند سودی کسب کند .

واضح است که وجود بازاری که تمام این کارایی ها را بطور کامل در خود داشته باشد فقط در رویا و آرمانهاست به همین دلیل است که تحلیلگران فاندامنتال هرگز نمی توانند ادعا کنند که تحلیل آنان صد در صدی و قابل اعتماد است .

 

تحلیل تکنیکی ( تکنیکال ) :

حال نوبت به تحلیل سوم یعنی تحلیل تکنیکال می رسد ، تحلیل تکنیکال مطالعه رفتار های بازار با استفاده از نمودار ها و با هدف پیش بینی روند قیمت هاست  . اصولا رفتار های بازار بر اساس سه اصل قیمت ، حجم و نرخ بهره شکل می گیرد . در این روش رفتار قیمت همواره نقش اساسی را بازی میکند و رفتار حجم معاملات بعنوان فاکتور دوم ایفای نقش میکند و مورد بررسی قرار می گیرد . به فردی که با استفاده از این روش تحلیل می کند اصطلاحا چارتیست گفته می شود چون برای تحلیل خود به جز تسلت بر علم تحلیل تکنیکال فقط نیازمند چارت نموداری است ، به جز چارتیست ها تحلیلگران دیگری نیز اینگونه هستند اما اغلب این دسته در حوزه آکادمیک و تئوری قرار دارند و کمتر از روش های آنها در عمل استفاده شده است .

 

فرضیات اساسی در تحلیل تکنیکی(تکنیکال) :

۱ . همه چیز در قیمت لحاظ شده است 

۲ . قیمت ها بر اساس روندها حرکت می کنند 

۳ . قیمت و تاریخ تکرار پذیر است 

به نوعی می توان  گفت که قیمت ها تمامی عوامل سیاسی ، اقتصادی  ، آب و هوایی و … را در خود دارند یعنی نیازی به چک کردن این عوامل نیست و تنها بررسی قیمت یک دارایی می تواند حاوی اطلاعات مفیدی باشد .

امروزه ثابت شده که استفاده از روش تکنو فاندامنتال نتیجه بهتری دارد چراکه هر یک از تحلیل ها نقاط ضعف و قوت مخصوص به خود را دارند فرض کنید نوعی تحلیل که در آن لگ زمانی تاثیرات عوامل بنیادی دیده شود و در عین حال تمرکز بر روی قیمت باشد این تحلیل را ترکیبی از تحلیل تکنیکی و فاندامنتال می دانند . و اما روندها عامل تغییرات قیمتها هستند با توجه به قانون اینرسی می توان گفت که نمودارهای قیمت هم قانونی مشابه دارند یعنی تغییرات قیمت می توانند بازگشت پذیر باشند . فرض آخر در تحلیل تکنیکال  تکرار تاریخ است یعنی آن چیزی که ما در قیمت ها مشاهده میکنیم چند وقت قبل هم می توانستیم ببینیم ….

هر جایی که یکی از این سه فرض وجود نداشته باشد یا نقض شود جایی هست که ما برای تحلیل نمی توانیم از تحلیل تکنیکال استفاده کنیم  این موضوعی بسیار مهم است چراکه بسیار دیده شده افراد سعی می کنند تحلیل تکنیکی را در هر چیزی استفاده کنند که این کار اشتباه می باشد .

اگر بخواهیم که همای سعادت در بازار سرمایه بر روی شانه ما بنشیند نیاز داریم که هر دو بال این هما را بشناسیم که قطعا یکی از این بالها تحلیل تکنیکال و بال دیگر تحلیل فاندامنتال است و بدون شناخت این دو نوع تحلیل خیلی بعید است که بتوانید سود خوبی از این بازار کسب کنید اما همه اینها مستلزم این است که تعادل خود را در بازار سرمایه حفظ کنیم یعنی آشنا با تحلیل های روان شناسی و رفتار شناسی بازار باشیم .

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توسط
تومان